به نام خدا
خدایا به مردم ما بصیرت ده تا ، اولا خودرابشناسند وبه استعدادهای فراوان منطقه وشهرستان ارج بگذارند ،دوما مسئولین را بشناسند که متاسفانه نداشتن اطلاعات کافی واظهارنظرها ، به تخدیرافکارعمومی منجرمی شود ، و گاهابعضی از مسئولین بومی با اغواء گری و فریب افكارارابه خود را به جلو می رانندوعكس حقیقت سخن می كنند!؟؟؟؟؟؟؟؟كه لازم است تا تحلیل های درست انجام شود درغیراین صورت عایدی جز بی انگیزی فعالان اجتماعی را نخواهد داشت.
دوستانی در حوزه فرماندار اظهارنظر کرده اند که احترام کامل خدمتشان دارم ولی درخصوص زد وخوردی که در مسجد اتفاق افتاد............
اقایی که دراین خصوص میدان تازی کرده اند ازهیچی خبرندارند .................
اولا زمانی که یکباره همه تلاشهای جوینها در چند دهه یکباره برباد رفت و جوین درلیست وزارت کشور برای ارتقاء قرارنگرفت، غصه ای عجیب بر تمام مردم حاکم شده بود ، باید چند نفر در راس فکر واندیشه می کردند و تصمیم می گرفتند؟؟!
اینجانب که ان زمان در بطن کار بودم باقبول اخرت و سوگند به ربوبیت مطالب ذیل را تقدیم دوستان می کنم .
اینجانب رییس شورای وقت و خطیب زاده رییس شورای شهرستان و سید ابادی نماینده مجلس بودند ، لاجرم درخواب دیگرانی که حال زبانشان بازشده است ، این مجموعه باید تصمیم می گرفتند تا چه خاکی برسرکنند و حق جوین در کنارجغتای احقاق شود
پس از ارتقاء جغتای ، اقای بزرگیان سعی داشت تا مردم جوین را قانع کند که چندسال بعد هم نوبت جوین خواهدرسید ، ما مستندانی داشتیم که ایشان یکی از مخالفان ارتقاء جوین بودند ،مثلا صدای ایشان که در جمع مردم داورزن ایراد کرده بودند وگفته بودند که رشد وترقی شما درگرو ارتقاء جغتای والحاق داورزن به جغتای است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این نماینده در مسئله فولاد هم کارشکنی های فراوان داشته و حتی برای استقراران در بخش خوشاب نقطه ای را معرفی کرده و حتی مسئولین نیز درگام اول به ان پیوسته بودند ولی نبود اب دران منطقه شانس را به سمت جوین اورد و تلاش نماینده دیگر........
بزرگیان در جمع مردم جغتای هم به همراه عنابستانی فرمانداروقت سبزوار که اتفاقا می گفت اگر هم شده ! دیوار بکشم و سیم خاردار ارتقاء جغتای را عملی می کنم و تهدید هایی که نسبت به ما روا داشت (درحضور امام جمعه نقاب و شورای شهرنقاب . حتی عنابستانی مثل عربها پاچه هارا بالا داده بود وبی جوراب و کفش رسمی لنگ ها را درحضور جمع روی صندلی جمع کرده بود !!!!!) درجمع مردم جغتای گفته بود که اخرین فرمانداری هستم که به جغتای می ایم و اسناددیگری که دلالت به کارشکنی این دو بزرگوار درخصوص ارتقاء داشت .
اینجانب به عنوان رییس شورای وقت شهرنقاب، علارغم تهدید ی که از سوی نهادهای امنیتی می شد ، درب شورا را بازکرده تا هم اندیشی لازم را داشته باشیم ، انزمان کریم نقابی ومسعودنقابی و نقابی ها فرارکرده و حتی گوشی خود را خاموش کرده بوددند تا خطر رفع شود و بعد پیروزی کت وشلوارپوشیده و خودرا درصف اول ببینند!؟ که همین طورهم شد.
ناچارشدیم برای اینکه صدایمان به جایی برسد یک سری کارهای ایزایی خطرناک انجام دهیم ،،مظافا اینکه باهمین اقایانی که شما طرفدار سیدابادی می دانید اقدام به جمع اوری طورمار ومهرشوراهای منطقه کردیم که تمام اهالی شهرستان درانزمان همکاری لازم را داشتند جز شورای شهرنقاب، که من رییس ان بودم ، همان طوماری که امضاء همه شوراهای منطقه هست و امضاء تعدادی ازشوراهای نقاب دران نیست !!!همان طومار کارسازشد ومن به دفتررییس جمهورو وزارت کشورتحویل دادم ،
زمانی که بزرگیان توسط نقابی هایی که می دانستند بزرگیان بزرگترین کارشکنی را در امورجوین می کند ولی بازهم چشم بسته وگوش بسته و خادم وار به جهت منافع شخصی اورا به مسجد جامع نقاب دعوت كرده بودند دعوت كنندگان درپی استخدام ومنافع كاری و مالی خود بودند !!؟؟ اتفاقا ما در پی موردی بودیم که بتوانیم نارضایتی مردم را از عدم ارتقاء جوین به گوش مسئولین برسانیم که ،ازقدیم وندیم می گویند عدو شود سبب خیر ، همان شد، مسعود نقابی وکریم و امثال اینها که حتی از امضاء طومار حقانیت شهرستان جوین طفره رفته بودند و درجلسات حضور پیدا نمی کردند !؟؟؟؟ مسعودنقابی که قول استخدام از بزرگیان گرفته بود که انجام شد!
درعین حال من با دیگرانی که در پی تشنج بودند هم نظرنبودم ، و به انها هم متذکرشده بودم که اجازه دهیم تا بزرگیان صحبت کند ، اگر از حقانیت جوین صحبت نکرد واگر تخلفات ومخالفت های خود را توجیه کرد وبه جوینی ها وعده سرخرمن داد ، انوقت با منطق به او پاسخ بگوییم .
بزرگیان شروع کننده سخن شد، او به فکری که ما داشتیم یعنی فریب مردم در ان مسیرپیش رفت و خلافها امضاء ها وسندهایی که انزمان دراختیارداشتیم حرکت نمود وفکرکرد که شاید کسی از حرکت هایی رندانه او خبرندارد ،درصورتی که ما صداهای ایشان را داشتیم .
پس از پایان صحبت او من پشت تریبون قرارگرفتم و دوازده دققیه همه دروغهایی که بزرگیان ردیف کرده بود بازکردم واتفاقا درلحضات اول باتشویق مردم همراه شد وبزرگیان هم چیزی برای گفتن نداشت جزاینکه ازایات متوسل به احادیث شود و ایات قران تا شاید بتواند خود را از ان رسوایی نجات دهد که نشد!
با توجه به رفت وامدهایی که به تهران داشتیم ،می دانستیم که لازم است تا اقدامی انجام شود و صدا دراید والا حق جوین رفته است ...............مثلا با دوستان حتی برای بستن راه اهن اندیشه می کردیم که این موضوع جلوترافتاد وخیرترشد.
وضعیت حساسی بود ، نیروی های اطلاعاتی وامنیتی حضورداشتند ، باید درگیری که بتواند نارضایتی مردم را برساند انجام می شد .
خطیب زاده اولین اقدام کننده بود و یواشکی به من گفت که فرصت ازدست می رود ، او میکروفون را ازجلو بزرگیان برداشت و تنش شروع شد . ما دوربین هایی را دراختیاردوستان قرارداده بودیم تا اوضاع را به تصویرکشد، هرچه شلوغتر و فانتزی تر بهتر!!!!!!!!
همین فیلم به وزارت اطلاعات و کشوررفت ، و نیروی های اطلاعاتی هم برای این موضوع حقانیت جوین را نشانه رفتند ،واتفاقا کمک کردند والا روز بعد همه ما بازداشت می شدیم !!
رفت وبه تهران ادامه یافت و مکاتبات و پیگیریهایی که شبانه روز انجام می شد ، وحمایتی که امام جمعه محترم شهرستان سبزواراز جوین داشتند باعث شد تا رییس جمهور اقای سقای بی ریا ، معاونت خوددرامور روحانیت را به منطقه اعزام کند وایشان هم واقعیت را به مسئولان رسانده بود .
پس ازاین موقع بود که من به همراه پیرمحمد نقابی به تهران رفتیم چندروزحضور در وزارت كشورو...... اولین کسی که خبر ارتقاء را به صورت محرمانه به من که به طبقه هفتم وزارت کشور رفته بودم اعلام کرد كارشناس عالی تقسیمات وزارت كشوربود كه پس از برگشت قبل ازاینكه كسی از جریان ارتقاء جوین خبرداشته باشد اینجانب در تریبون نماز جمعه برای اولین بار این مژده را به مردم دادم .فرهادی مسائل محرمانه ای را مطرح کرد که من خوشحال از کرده خودمان در دوماه قبل شدم وفهمیدم که اتفاقا خون ریزی داخل مسجد که خون یکی از طرفداران سیدابادی که توسط نقابی ها ریخته شد (حسین شیرین از قزلقارشی وچندنفردیگر ...كه فقط بعنوان یك شهروند حضور داشتند  ) وطوماری که من با جسارت تمام بدون رضایت شورای شهرنقاب امضاء ومهرش کرده بودم(این طوماررابعضی از شوراها امضاء نكردند و مدتی پنهان ماندند!!!؟!؟؟! که امضاء ومهر همه روستا بود واسنادی که از قبل موجود بود (مثلاطوماری که قبلا روستاهای جغتای به ارتقاء جوین پیوسته بودند) و همه رفت وامدها و اقدامات سیدابادی تنها نماینده ای که وطنش جوین بود و برای ان تلاش می کرد و ...........نتیجه داده ، همین موضوعی که تعدادی انرا خون ریزی می دانند توسط تعدادی که توسط مدعیان حال اجیرشده بودند ...
به هرحال کسانی که با ادارات .......  به خاطر ارتقاء وحق مردم مشكل پیدا كردندو ،با بزرگیانی که قند جغتای دردل او اب می شد و اتفاقا به نقاب و جوین توجهی نداشت مشکل پیدا کردند و کسانی که برای این اب وخاک تلاش کردند خراب روزگارشدند ، درکیش ومات سیاسی،، گروهی، میدان دارشدند که هیچ دل خوشی از این تلاش گران نداشتند وندارند!؟! ، درسكوت حال مشغول خود و مال خودهستند وتا می توانند ازفرصت های بدست امده استفاده می كنند!!؟؟؟
درمدت نزدیک به چهارسال از نمایندگی دونماینده حاضر و فرمانداری که رجز ابادانی می خواند ، واقعا چه اتفاقی افتاد ه است ، ارتقاء که اینجانب برای ان شب وروزهای فراوان حتی خواب نداشتم ،و دیگرانی که تلاش کردند ، چه نتیجه ای داده است ، چهارسال مدت کمی نیست ، که مجموعه ای بنام فرمانداروشورا و شهردار در سکوتی که ایجاد کرده اند وکارهای جزیی و روزمرگی و تمسخرمردم و حتی ظلم واغواء مردم و مسئولان بالادستی چه عایدی به جوین رسیده است .
دیگرچرا از کارخانه جدید ، صنعت جدید، ارتقاء روستاهای بزرگ که چندین روستا در جغتای و جوین و سایربخشها وجود دارد ، ارتقاء های دیگر در این مناطق ، گازی که حاصل تلاش گذشتگان بود واجرایش که نه نیاز به فرماندارداشت ونه شورا ونه شهردارونه بخشدار...........و سایرموارد خبری نیست ؟؟؟!!
امید است که دوستان مغرضانه به مسائل نگاه نکنند، نه سید ابادی برادرمن است ونه پیمان اخوتی با او دارم ونه دشمنی با فرماندارو .........ولی گفتن حق را فرض خود می دانم ، هرچند که تعدادی برنتابند!!؟؟ حقی که همیشه دشمن فراوان دارد ، وباطلی که هجمه ان انقدرسهمگین است که گاه خواص نیز به گرداب ان می افتند.......

نوشته شده در تاریخ جمعه 11 آذر 1390    | توسط: هاشم ملایجردی    |    | نظرات()